محمدرضا احمدی از آن دسته هوادارانی است که باخت استقلال در هر شرایطی او را قلباً خشنود و سرمست میکند. بگذارید اینگونه میزان تعصب او به پرسپولیس و تنفر از استقلال را برایتان شرح بدهم؛ بهشخصه جوری به استقلال تعصب دارم و از پرسپولیس ناخشنودم که اگر جمع متخلفان دنیا، منتخب بیرحمترین افراد و منفورترین آدمها در قالب یک تیم برابر پرسپولیس بازی کنند، من دلم میخواهد تیم منتخب اشقیا برنده شود. احمدی، گزارشگر منفور و تهوعآور برنامههای ورزشی صداوسیما هم درست چنین حسی برابر استقلال دارد. به دور باشد از تمام تیمهای ایرانی مثال منتخب اشقیا، اما در مثل جای مناقشه نیست؛ استقلال مقابل هر کدام از تیمهای کشور قرار بگیرد، احمدی با همه وجود و با همه اضافه وزن خود، با همه قلب سیاه و دل چرکینش، باخت استقلال جانی به جان کثیفش اضافه میکند.
بازی استقلال و تراکتور در حالی که در صحنهای که دودِ ناشی از آتشبازی تماشاگران پرشور تراکتور، نیمه زمین بازی استقلال را غیر قابل دید کرده بود و بازیکنان تراکتور میتوانستند از زمین خود پا به توپ شوند و با یک ضربه از نیمه زمین، در حالی که دروازهبان و خط دفاعی استقلال دیدشان کاملاً کور بود، توپ را وارد دروازه استقلال کنند، گزارشگر بینوا که از باخت استقلال به شدت ذوقمرگ شده بود با سرمستی بیحد و ذوقزدگی تهوعآوری میگوید: «این صحنهها در فوتبال دنیا مرسوم است» و…
آقای مجری بیوجدان! اگر برابر تیمی که از کنارش به پول و ثروت میرسی هم چنین اتفاقی میافتاد یا پس از این اتفاق بیفتد، باز چنین مشتاقانه از خلق صحنههای شگفتانگیز هواداری و لذت تماشای آن صحبت میکنی؟ اگر کل زمین تیم محبوبت پر از دود باشد و بازیکنان محو در دود باشند و غیر قابل دید، باز چنان ذوقمرگ میشوی از دیدن چنین صحنههایی؟ شما با واژهای به نام «وجدان»، به روزی با نام «قیامت» و «روز حساب و کتاب»، به «شب اول قبر» و «پل صراط» اعتقاد داری و باز چنین بیوجدان و بیانصاف و… هستی؟
در عجبم از استقلال و بازیکنان و مدیران بی کفایت و کوتهفکر که چطور با دیدن چنین موضعگیریهایی باز مقابل دوربین برنامه سخیف و جانبدارانهای که این آقا مجری و گزارشگر آن است قرار میگیرند و گفتگو میکنند، در حالی که هیچ تعهدی به سازمان صداوسیما که حتی حق پخش تیمها را نمیدهد نیز ندارند!