نگاهی به عملکرد کاروان ایران در بازیهای کشورهای اسلامی/ووشو و کشتی فرنگی، موفقترین رشتهها
صعود یک پلهای ایران در تازهترین ردهبندی فیفا/ تداوم صدرنشینی اسپانیا
بازیهای کشورهای اسلامی| کسب دو مدال طلا، یک نقره و دو برنز در روز دوازدهم
پیشنهاد هشت فدراسیون به آبیها
نوبت فرصت دفاع برای استقلال / با سوز پنجره زمستانی، آبی ها گرم میشوند؟
بازیهای کشورهای اسلامی| کسب دو طلا، دو نقره و یک برنز در روز یازدهم
سعید آذری در رادار آبیها برای صندلی مدیرعاملی
بازیهای کشورهای اسلامی| کسب سه طلا و یک برنز در روز ششم/ تعداد طلاهای ایران دورقمی شد
بار دیگر نقاب از چهره بازیکنان تیمی افتاد که به پشتوانه حمایتهای پیدا و پنهان فدراسیون، کمیته داوران، سازمان لیگ و کمیته اخلاق و انضباطی هر آنچه دلشان بخواهد انجام میدهند و هیچ ابایی از انجام هیچ کار شرمآوری ندارند.
امروز استقلال دوباره راهی سفر شد. راهی اَمان. شهری که شاید جغرافیا بگوید چند صد کیلومتر آنطرفتر است، اما برای میلیونها قلب در ایران، فاصلهاش از نبض و نفسشان، فقط چند ضربان تندتر است.
بازگشت مجدد بهزاد غلامپور به کادر فنی استقلال نه انتخابی بر اساس معیارهای علمی روز مربیگری دروازهبانان است و نه بر اساس نیازهای ساختاری تیم. این بازگشت بیشتر شبیه همان چرخه بسته و تکراری در فوتبال ایران است که اشخاص به دلیل سابقه آشنایی، رابطه قدیمی و فضای احساسی دوباره کنار هم قرار میگیرند؛ نه به دلیل رشد فنی و بهروز بودن.
یکی از بزرگترین بحرانهای ساختاری فوتبال ایران، ترس دائمیِ مربیان از رشد دستیار کنارِشان است.
آنچه پس از بازی پرسپولیس_استقلالخوزستان در ورزشگاه اتفاق افتاد، یک پیروزی سه گله باشگاهی را به یک مسئله اجتماعی و حقوقی تبدیل کرد؛ وقتی بازیکنان پس از سوت پایان با جنبشی که به «تشویق ایسلندی» معروف است به سمت سکوها رفتند و در کنار هواداران قرار گرفتند، هیچکس انتظار نداشت آن حرکت اقدامی باشد برای ترویجِ شعاری که ماهیتش فراتر از «کری ساده» بود: شعاری که فرهنگ و ماهیت این تیم را به نمایش گذاشت، شعاری با مضمونی غیراخلاقی و هتاکانه که نه فقط رقیب فوتبالی، که حیثیت جمعی و سلامت عمومی گفتارِ ورزشی را هدف گرفت.
یکی از نکات قابل توجه دیدار استقلال برابر الوحدات، نه در مسائل فنی داخل زمین، بلکه در رفتارهای کنار زمین شکل گرفت؛ رفتاری که میتواند روی روند نتایج آینده استقلال اثر بگذارد.
یکی از بزرگترین بحرانهای ساختاری فوتبال ایران، ترس دائمیِ مربیان از رشد دستیار کنارِشان است. فرهنگی که به جای تکثیر دانش، بر انحصار تکیه کرده؛ مربی میترسد اگر کمک مربیاش رشد کند، جای او را بگیرد.
بیژن حیدری سالهاست با سوتی که باید نماد عدالت باشد، ترازوی لیگ برتر را به نفع رنگ خاصی سنگین میکند. داوری که نامش هرجا میآید، یاد اشتباهات آشکار علیه استقلال زنده میشود؛ از بازی با مس رفسنجان و فولاد و نساجی گرفته تا دربیهایی که بوی تبعیض از آن بلند بود. حالا همین داور که خودش و برادرش بارها با تصمیمهای جانبدارانهشان خواب خوش را از آبیها ربودهاند، در گفتوگویی عجیب با رسانهای خاص، به دروغ مدعی شده که دستیاران جواد نکونام گفتهاند پنالتی استقلال مقابل نساجی درست نبوده است!
بازگشت وریا غفوری به استقلال، فقط یک خبر فوتبالی نیست؛ یک اتفاق فرهنگیست، یک بازگشت احساسی و عمیق به ریشهها. مردی که روزی بازوبند کاپیتانی را با غرور بر بازو بست و در روزهای سخت، وقتی خیلیها رفتند یا سکوت کردند، او ماند. نه بهخاطر قرارداد و عدد، بلکه بهخاطر تعهد به رنگی که برایش جنگیده بود. حالا همان مرد، دوباره در کنار تیم ایستاده، نه بهعنوان بازیکن، بلکه در قامت یاریدهنده و تکیهگاه روحی تیمی که مدتها از درون تهی شده بود.