و این جاست که میپرسیم آیا استقلال باید با رقیب سنتیاش بجنگد، یا با ساختاری هم بجنگد که بناست ناظر باشد اما خودش تبدیل به عامل مداخله شده؟
استقلال نباید در زمین فوتبال به جای یک تیم، در دو جبهه بایستد.
این بار هم در آستانه دربی، بهانه جدیدی شکل گرفت. تعویق بازی استقلال و سپاهان به دلیل اردوی تیم ملی. سرمربی استقلال درخواست میدهد تاریخ یا ثابت بماند یا حداقل به تاریخ نزدیکتر دیگری منتقل شود، اما سازمان لیگ مخالفت میکند. حتی درخواست منطقی استقلال برای تنظیم فاصله بازی هفته یازدهم به شکلی عجیب رد میشود. نتیجه؟ پرسپولیس با دو روز استراحت بیشتر وارد دربی خواهد شد. این فقط یک عدد نیست؛ این یعنی مداخله در سطح ریزجزئیات که در فوتبالِ سطح بالا، دقیقا همین تفاوتها روی نتیجه اثر میگذارد.
این نخستین بار نیست که سازمان لیگ اینگونه آشکارا علیه استقلال نسخه میپیچد. به همین دلیل است که این اتفاق، دیگر نمیتواند در حافظه جمعی ما تصادفی تلقی شود.
مگر میتوان فراموش کرد سازمانلیگ چطور وقتی پرسپولیس در مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا بود بازی این تیم را به تعویق انداخت و فرصت بازسازی و استراحت کامل برای حضوری پرقدرت به پرسپولیس داد؟ اما هنگامی که استقلال در مرحله حذفی آسیا، در شرایط مهمتر و سنگینتر قرار داشت، همین سازمان لیگ گفت: برنامه لیگ تغییر نمیکند! دو یک بام و دو هوایی در سازمان لیگ بیداد میکند. فوتبال حرفهای وقتی غیراخلاقی میشود که عدالت اجرایی بین تیمها بر اساس رنگ پیراهن تغییر کند.
نمونهی دیگری از این تبعیض آشکار تغییر ساعت بازی استقلال مقابل فجرسپاسی از ساعت۱۹ به ساعت ۱۵ بود! درست سه روز بعد از مسابقه آسیایی استقلال. در فوتبال مدرن دنیا، قوانین بازیابی و استراحت بازیکنان بر اساس استاندارد علمی است، نه سلیقه اداری. اما اینجا تصمیمها نه بر اساس علم، که بر اساس یک سنت مدیریتی رانتی و غیرشفاف اتخاذ میشود. اینکه استقلال به عنوان نماینده ایران در آسیا از حق بازسازی بدنی محروم شود، اما درباره تیم رقیب، حساسیت و انعطاف وجود داشته باشد، خودش نقض فلسفه توسعه فوتبال ملی است.
این رفتارها سالهاست تکرار میشود. از اولین دوره سوپرجام، همان جایی که استقلال در اردوی ترکیه بود، سازمان لیگ تاریخ را دقیقا وسط اردو گذاشت؛ نه با باشگاه هماهنگی کرد، نه عدالت نسبی اجرای مسابقه برای یک جام رسمی را مهم دانست. نتیجه را بدون برگزاری بازی، به پرسپولیس داد. این اتفاق هنوز هم در حافظه هواداران و اهالی فوتبال جزو نمادهای رفتار غیرنرمال و جهتدار سازمان لیگ ثبت شده است. چه ساختاری اجازه میدهد یک جام رسمی بدون حضور یک تیم در نشست هماهنگی، تاریخ برگزاریاش را مشخص کنند آنهم در شرایطی که میدانستند تیمی به منظور آماده سازی پیشفصل در اردو به سر میبرد و عمدا تاریخ نشست را در وسط اردوی قانونی و عرف ایتقلال، تعیین کردند، چه ساختاری در کجای دنیا اجازه میدهد یک جام رسمی بدون انجام مسابقه، به یک تیم داده شود؟ این اجرای قانون نیست؛ مهندسی نتیجه است.
وقتی این روندها در طول زمان تکرار میشوند، اسمش دیگر «شائبه» نیست، ظلم و تبعیض آشکار است. استقلال سالهاست قربانی سیاستهای برنامهریزی شده که هر بار در نقطهای کلیدی، فرم تیم را میشکند. این اتفاقات آنقدر پرتکرارند که دیگر با اشتباه انسانی قابل توجیه نیستند. این نوع از مدیریت، مصداق همان تعصب در اجرای سیاستها است؛ ترجیحات نانوشته اما اثرگذار در سطح اجرای قوانین. این خطرناکترین شکل فساد است. چون قابل اثبات در دادگاه نیست، اما در نتایج مسابقات و جدول لیگ اثر دارد، و احساس و سرمایه روانی میلیونها هوادار را تحت تاثیر قرار میدهد. دربی باید آوردگاه فوتبال باشد، نه آوردگاه جنگ و سیاست و تمایلات رنگی مسئولین.اما آنچه بیش از همه ناراحتکننده است شنیدن این نکته است که بازی استقلال – سپاهان به خواسته قلعهنویی به تعویق افتاده.
در نامهای که توسط مهدی محمدنبی مدیر تیم ملی فوتبال به دست مدیران سازمان لیگ رسیده،آمده است که قلعهنویی درخواست کرده که باید هفته دهم تا ۱۷ آبان، به پایان برسد تا اردوی تیم ملی از یکشنبه ۱۸ آبان آغاز شود.


