اما وقتی رقابت از حد و مرز اخلاق و انسانی عبور کند و به توهینهای جنسی، تحقیر، و پایین آوردن شأن انسانیت تبدیل شود، دیگر اسمش کری فوتبالی نیست. اسمش خشونت است. اسمش نابودی فرهنگ است. اسمش سقوط اخلاقی است. اتفاق تلخی که پس از دیدار اخیر پرسپولیس مقابل استقلال خوزستان رخ داد، دقیقا مصداق همین سقوط بود؛ وقتی گروهی از بازیکنان پرسپولیس در رفتاری زشت و دور از حرمت انسانی، برای کری با استقلال به سردادن شعارهایی با الفاظ توهینآمیز جنسی اقدام کردند، این رفتار نه تنها متوقف و محکوم نشد، بلکه صفحه رسمی باشگاه پرسپولیس نیز با انتشار آن رفتار بازیکنان و هوادارانش را تائید کرد.
پس از این اتفاق، کمیته انضباطی اسامی چند بازیکن پرسپولیس از جمله سروش رفیعی، فرشاد احمدزاده، میلاد سرلک، محمد خدابندهلو، یعقوب براجعه، میلاد محمدی و محمدحسین کنعانیزادگان را اعلام و از آنان خواست ظرف ۴۸ ساعت دفاعیات خود را ارسال کنند. این اقدام کمیته انضباطی یک حرکت درست اولیه بود؛ اما سوال اساسی و مهم اینجاست: چطور تنها چند ساعت پس از این اتفاقات اسامی تیم ملی اعلام شد و در میان آن فهرست، نام دونفر از همین بازیکنان که در این رفتار غیراخلاقی نقش داشتند، دیده شد؟
این تضاد رفتاری، دقیقا همان نقطه درد فوتبال ایران است. اینجا عدالت، اخلاق و الگو بودن برای نسل آینده، قربانی مصلحتسنجی و سیاستزدگی میشود. تیم ملی، باید مقدسترین نقطه فوتبال باشد. تیم ملی باید جایگاه افرادی باشد که علاوه بر توان فنی، مسئولیت اجتماعی دارند. تیم ملی باید الگوی نوجوانی باشد که امروز در کوچههای خاکی این مرزوبوم تمرین میکند و فردا شاید ستاره تیم باشد اما با چه پشتوانه اخلاقی و فرهنگی؟ و وقتی بازیکنی که رفتارهای ناپسند داشته، بدون هیچ پیامد روشن و بازدارندهای به راحتی به تیم ملی دعوت میشود، پیام پنهان و مخرب به نسل جوان این است: «اخلاق تنها فاکتوریاست که اهمیت ندارد، برای پیشرف و دیده شدن هر شارلاتان بازی و رفتار غیراخلاقی که بلد هستید را در زمین پیاده کنید»
نام محمدحسین کنعانیزادگان سالهاست که در جامعه فوتبالی ایران با رفتارهای جنجالی و پروندههای بحثبرانگیز گره خورده است. پرسش اینجاست: واقعا چه خط قرمزی باید شکسته شود تا فدراسیون بالاخره تصمیمی روشن درباره برخورد جدی و قاطع با یک بازیکن هنجارشکن بیاخلاق بگیرد؟ مگر الگو بودن فقط پاس و تکل و گلزنی است؟ الگو بودن یعنی اثرگذاری رفتاری. یعنی مرزبندی اخلاقی در بالاترین سطح فوتبال کشور.
وقتی تیم ملی بدون هیچ توضیحی این نامها را در فهرست خود نگه میدارد، یعنی رفتار زشت را عادی میکند. یعنی پیام میدهد که نهایتا یک تذکر، یک بیانیه، یک عذرخواهی کلیشهای کافی است و پرونده بسته میشود. این روند، خطرناک است. چون فرهنگ فوتبال را نابود میکند. چون توهین جنسی و تحقیر انسانی را «جزء جداییناپذیر کری فوتبال» جا میزند. و این چیزی است که فوتبال ایران سالهاست از آن رنج میبرد.
اینجا باید ایستاد. اینجا باید مرزبندیها را روشن کرد. فدراسیون فوتبال باید به صورت رسمی توضیح دهد که چرا برخی از این بازیکنان، پس از این بیاخلاقی آشکار همچنان در فهرست تیم ملی قرار گرفتند. حداقل انتظار این است که تیم ملی اعلام میکرد این بازیکنان، به دلیل رفتار غیر اخلاقی اخیرشان، فعلاً از فهرست کنار گذاشته میشوند تا بدانند اخلاق و احترام در ورزش حرف اول و آخر را میزند. همینقدر ساده. همینقدر شفاف. و همینقدر آموزشی.این تصمیم، میتوانست یک پیام روشن برای همه باشد: فوتبال ایران حتی یک قدم هم در برابر توهین و بیاحترامی عقب نمینشیند.
ما به عنوان جامعه استقلالی، همیشه افتخار کردیم که استقلال فرهنگ دیگری دارد. استقلال ریشه دارد. استقلال از دل طبقه متمدن و بافرهنگ و اصیل شهری آمد که اخلاق، تمدن و هویت اجتماعیاش همیشه قابل تشخیص بود. استقلال هرچقدر ضربه خورده، هرچقدر بیعدالتی دیده، اما وارد این سطح از ابتذال نشده و تاریخ این باشگاه شاهد این مسئله است.
در پایان، ما هم مطالبهگر هستیم و هم ارزشمحور. مطالبه ما از فدراسیون و وزارت ورزش روشن است: برخورد صریح و شفاف با این رفتارها، پیش از آنکه دیر شود و فرهنگ فوتبالی این کشور به یک سقوط غیرقابل برگشت برسد. و در عین حال، ما باور داریم استقلال همچنان میتواند و باید نماد اخلاق، احترام و هویت باشد. چون استقلال فقط یک نتیجه و یک جام نیست؛ استقلال یک فرهنگ است. یک تربیت است. یک روایت انسانی از فوتبال است.



