تاجرنیا رئیس هیئتمدیره باشگاه گفته است: «استقلال تنها متعلق به تهران نیست و باید فعالیتهای باشگاه در سطح ملی دیده شود.»
اما سؤال اینجاست: آیا به بهانه ملی بودن، میتوان ریشهی یک تیم را از خاکش جدا کرد؟
استقلال البته که تنها متعلق به تهران نیست، بلکه سرمایه عاطفی و ورزشی سراسر ایران است؛ اما این تیم نماینده رسمی شهر تهران است، نماد پایتخت، و بخشی از هویت تاریخی آن.
۸۲ سال تاریخ، افتخار و خاطره در خیابانها و استادیومهای تهران تنیده شده — از امجدیه تا آزادی.
هیچ باشگاهی در دنیا هویت خود را از شهری که در آن متولد شده جدا نمیکند، مگر آنکه در مسیر نابودی گام بردارد.
در فوتبال حرفهای جهان، مفهوم «هویت مکانی» یک اصل بنیادین است.
رئال مادرید در مادرید است، منچستریونایتد در منچستر، بایرن در مونیخ، یوونتوس در تورین، و پاریسنژرمن در پاریس.
ساخت استادیوم در شهر یا استان دیگر، برای هیچ تیمِ با سابقه و ریشهداری پذیرفتنی نیست، زیرا به معنای قطع ریشه فرهنگی، اجتماعی و تاریخی تیم است.
استادیوم فقط یک زمین فوتبال نیست؛ خانهی حافظه جمعی هواداران است.
وقتی آن خانه را جابهجا کنی، خاطره را میکُشی.
کدام منطق مدیریتی، ساخت استادیوم استقلال را خارج از تهران توجیه میکند؟
اگر مسئله زمین است، مگر در اطراف تهران زمینی برای ساخت نیست؟
چرا باید تیمی که هویتش با تهران گره خورده، برای خانهدار شدن از این شهر تبعید شود؟
این تصمیم، اگر عملی شود، فقط یک پروژه عمرانی نیست؛ آغاز روندی است که دیر یا زود به انتقال دفتر باشگاه، اردوها، تمرینات، و در نهایت نام تیم منجر میشود.
تجربههای مشابه در جهان نشان داده که جابهجایی استادیوم معمولاً مقدمه تغییر هویت است.
یک روز میگویند «ورزشگاه در البرز ساخته شد»، روزی دیگر دفتر باشگاه هم به همانجا منتقل میشود، و در نهایت استقلال از “تهران” به استقلالی جدید و بیهویت تبدیل میشود.
مدیریت محترم هلدینگ، اگر واقعاً نیت توسعه دارید، راه توسعه از دل تهران میگذرد، نه از ترک آن.
تهران، شهری که استقلال در آن متولد و بزرگ شد، از شما انتظار دارد که خانهای برای فرزند خود در دلش بسازید، نه در همسایگیاش.
استقلال تیمی تهرانی است که میلیونها هوادار از اقصی نقاط ایران دارد، اما هویت مکانیاش بخشی از شناسنامهاش است — همانطور که هر انسان، زادگاهش را بخشی از وجود خود میداند.
این تصمیم بهظاهر ساده، در واقع نوعی انتقال تدریجی هویت است، و این همان خطری است که باید جدی گرفت.
اگر امروز هواداران سکوت کنند، فردا شاید نام باشگاه، رنگ پیراهن، یا حتی شعارهایش هم تغییر کند.
آقای شریعتمداری، مدیر محترم هلدینگ خلیج فارس؛
پرسش صریح این است: آیا شما قرار است استقلال را توسعه دهید یا تغییر، آیا قرار است آن را به اوج برسانید یا هویتش را بگیرید؟
آیا ساخت استادیوم در البرز، نماد توسعه است یا مقدمهی انتقال و انحلال؟
تاریخ فوتبال ایران قضاوت خواهد کرد.
و خطاب به آقای وزیر ورزش، جناب آقای دنیامالی:
استقلال میراث پایتخت است. اجازه ندهید تصمیمات اقتصادی یا اداری، هویت فرهنگی پایتخت را هدف قرار دهد.
این وظیفه وزارت ورزش است که پیش از دیر شدن، مانع از چنین اقدام خطرناکی شود.
اگر استقلال را از تهران جدا کنید، چیزی از آن باقی نمیماند جز نامی خالی.
استقلال فقط یک باشگاه نیست، یک خاطره زنده از هشت دهه تاریخ پایتخت است.
و هیچ توجیهی، هیچ گزارش اقتصادی و هیچ تفسیر حقوقی، حق ندارد خانهی استقلال را از تهران بیرون ببرد.
خانهی استقلال، باید در تهران ساخته شود — چون استقلال، یعنی تهران.



